ضرورت وحی؛ منبع کاملکنندهٔ معرفت انسانی فراتر از حواس و عقل
هر مسلمان
می داند که الله تعالی(ﷻ) انسان را برای
آزمایش به این دنیا فرستاده است.
با نهادن
وظایفی بر عهده او کاینات را به خدمت او
گمارده است. لذا
هر انسان پس از به دنیا آمدن ناگزیر از
انجام دو کار است:
- اول اینکه از کاینات که در هر چهار سوی او گسترده است بخوبی کار بگیرد؛
- دوم اینکه احکام خدا(ﷻ) را در استفاده از کاینات مدنظر داشته باشد و کاری نکند که الله متعال(ﷻ) از او ناراض شود.
انسان
برای انجام دادن این دو کار نیاز به علم
دارد. برای
اینکه تا وقتی که از حقیقت کاینات، خواص
چیزهای آن و راه های بهره گیری از آنها بی
خبر باشد هیچ چیز دنیا را نخواهد توانست
به نفع خود استفاده کند و نیز تا زمانی که
از امور مورد پسند و ناپسند الله تعالی(ﷻ) مطلع نباشد امکان ندارد در مرضیات الهی
گام بردارد.
انسان
بوسیله سه نعمت الهی حواس (بینایی،
شنوایی، بویایی چشایی و لامسه)
عقل و
وحی، علم مجهولات بالا را حاصل میکند.
بسیاری
از مجهولات را بوسیله حواس و بسیاری را
به کمک عقل معلوم میگرداند علم چیزهایی
که با حواس و عقل شناخته نشوند بوسیله وحی
به انسان عطا کرده می شود.
هر یک از
سه وسیله علمی دایره کار محدود و مخصوص
به خود را دارد که فراتر از آن کارآیی
ندارد. علم
چیزهایی را که با حواس معلوم میشوند فقط
با عقل صرف نتوان حاصل کرد.
مثلاً:
شخصی
روبروی من نشسته است. انسان
بودنش بوسیله چشم برایم معلوم شد.
چشم به
من نشان داد که رنگش سفید، پیشانی اش گشاد،
موی سرش سیاه، لبانش کوچک و چهره اش کشیده
است. اما
اگر بخواهم بدون حواس (مثلاً
با بستن چشم فقط بوسیله عقل به تصویر وجودی
تناسب صحیح اعضاء و شکل و قیافه او پی بیرم
ناممکن است.)
همچنین
چیزهایی که علمشان بوسیله عقل بدست می
آید حواس به تنهایی قادر به معلوم کردنشان
نخواهد شد. مثلاً
درباره همان شخص میدانم که مادری دارد؛
کسی او را آفریده است؛ اگر چه مادرش در
حضورم قرار ندارد و نه می توانم آفریننده
اش را ببینم عقلم مرا راهنمایی میکند که
این شخص خود به خود به وجود نیامده است.
این علم
را نمیتوانم با چشم حاصل کنم چرا که حالا
تخلیق و پیدایش آن شخص در دید دیدگانم
قرار نخواهد گرفت.
عقل در
جاهایی که مربوط به حواس خمسه میشود
راهنمایی نمی کند. کار
عقل از جایی شروع می شود که حواس خمسه از
پاسخگویی باز می مانند. دایره
کارآیی عقل نیز محدود است. به
جایی میرسد که توان راهنمایی را ندارد و
بناچار باز می ایستد. بسیاری
از امور هستند که علم آنها بوسیله حواس و
عقل حاصل نمی شود. اگر
حواس و عقل دست به دست هم دهند باز هم از
آنها کاری ساخته نیست. وسیله
ای که الله(ﷻ) جهت پاسخگویی به پرسشهایی
درباره همان شخص که چرا آفریده شد؟ وظایف
و مسئوولیتهای او از طرف خدا(ﷻ) چیست؟ خدا(ﷻ) کدام کار او را می پسندد و کدامین را نمی
پسندد؟ تعیین فرموده است وحی نام دارد.
از آنچه
گفته شد معلوم شد که وحی بالاترین وسیله
علم برای انسان است که درست در جایی که
حواس و عقل از ارائه راه حل عاجز میمانند
به سؤالات ضروری او در ارتباط با زندگی
اش پاسخ می دهد. از
توضیحات بالا این هم واضح شد که تنها عقل
و مشاهده برای راهنمایی انسان کافی نیستند
بلکه وحی الهی برای هدایت او ضرورت ناگزیری
است. لازم
نیست که عقل هر معلوم وحی را ادراک کند.
برای
اینکه آنجا ضرورت به وحی پیش می آید که
عقل به کار نیاید. هم
چنانکه تشخیص رنگ چیزی کار عقل نیست، کار
حواس است معلوم کردن بسیاری از اعتقادات
دینی هم منصب وحی است؛ اعتماد بر عقل محض
در ادراک اینگونه مطالب درست نیست.
گرفته شده از:
تفسیر معارف القرآن، تألیف: شیخالاسلام مفتی محمد شفیع عثمانی (رحمهالله)